
اگر حاكمان فرانسه و آلمان، عقلشان بهاندازهي قدرتمداران جمهوري اسلامي ميرسيد، امروز كار به اينجا نميكشيد كه رانندگان و كاركنان بخش حملونقل عمومي در اين دو كشور، دست به اعتصاب بزنند و بهقول خبرگزاريهاي دولتي ايران، فرانسه و آلمان را فلج كنند.
خانم "آنگلا مركل" و آقاي "نيكلا سركوزي" گويا نميفهمند كه حفظ نظام و امنيت ملي يعني چه! اگر روز اول، درست مثل اينجا و آنگونه كه در مورد "سنديكاي كاركنان شركت واحد" عمل شد و ميشود، چهرههاي موثري مانند "منصور اسانلو" و "ابراهيم مددي" و ديگر اعضاي هيات مديره اتحاديههاي آنجا را ميربودند و هر کس را هم که از در خانهي رییس هیات مدیره و مدیر عامل اتحادیه می گذشت، ميگرفتند و به زندان مياندختند، امروز به این چه کنم، چه کنم نميافتادند و دشمنشاد نميشدند. مثلن یک راه ساده و پیش پا افتاده برای برخورد با رانندگان این بود که معاون، بله، فقط معاون امنیت دادسرای عمومی و انقلاب پاریس!!! اعلام ميکرد که فلان سندیکا غیرقانونی است. به همین راحتی!
تازه؛ ندانمكاري اروپاييها از این هم گذشته است! اين وسط، بهقول يكي از خبرگزاريهاي وطني، "در حالي كه تا هفتههاي پيش برگزاري اعتصاب رانندگان مذكور تنها در خطوط مسافربري و در زمان هاي محدود برگزار ميشد، اما اخيرا دادگاهي در آلمان راي داد كه اعضاي اتحاديهي ياد شده ميتوانند براي تحقق خواستههاي خود، دامنهي اعتصاب را به خطوط ريلي باري توسعه داده و زمان اعتصاب خود را هم افزايش دهند." دربارهي فرانسه هم از همان خبرگزاری داخلی بشنويد كه " اتحاديههاي كاركنان بخش حمل و نقل عمومي فرانسه، با اشاره به اعتصابات سال ۱۹۹۵خود كه دولت وقت "آلن ژوپه" را سرنگون كرد، همواره سعي دارند قدرت خود رابه رخ هيات حاكمه فرانسه بكشند و به دولت جديد "نيكلا ساركوزي" كه شش ماه از عمر آن ميگذرد، ضربه كاري وارد كنند."
حالا کارگران به چه اعتراض دارند؟ ميگویند چرا قانون را تغییر داده اید و دو سال و نیم دیرتر بازنشسته ميشویم. شگفتا! حرف ناحساب تا چه اندازه؟ آیا کارگران و رانندگان آنجا نميدانند که آدم تا هفتاد سالگی و بلکه بیش از آن، باید آنقدر در جادهها عرق بریزد یا در شهر مسافرکشی کند که همان پشت فرمان بمیرد؛ بدون بیمه و بازنشستگی و حقوق مستمری برای بازماندگان؟
از رانندگان و کارگران که بگذریم، شما قضاوت کنید؛ حركت بر ضد نظام از اين شديدتر و اقدام عليه امنيت ملي از اين سنگينتر و گام برداشتن در جهت منافع بیگانگان و دشمنان از این بيشتر ميشود که بشود؟ در آلمان، قاضي دادگاه بهجاي آنكه گوش كارگران را بكشد و نقرهداغشان كند، حكم ميدهد كه ميتوانند دامنهي اعتصاب را گستردهتر هم بكنند و در فرانسه، دستگاههاي اطلاعاتي و انتظامي بهجاي آنكه از سرنگوني دولت در یک دهه پیش درس بگيرند و اين بار گربه را پيش از رسيدن به دم در حجله بكشند، همينطور ايستادهاند و بر و بر، قدرتنمايي اتحاديهها را تماشا ميكنند تا ضربهي كاري کارگران، این دولت را هم از پا دربیاورد.
بيخود نيست كه رييس محترم جمهوري اسلامي ميگويد از اطراف و اكناف عالم، براي حل مسايلشان از ما نسخه ميخواهند!

