تبليغاتX
سوسيال دموكراسي

دادگاه عالي پاكستان، از امروز (چهارشنبه 17 اكتبر/ 25 مهرماه) كار بررسي دادخواست مخالفان پرويز مشرف را  آغاز كرده است، براي صدور راي نهايي درباره‌ي نتيجه‌ي انتخابات رييس جمهوري.         هم‌چنين، خانم بي‌نظير بوتو اعلام كرده است  با وجود همه‌ي مخالفت‌ها، فردا و برابر قولي كه به هوادارانش داده است، به پاكستان باز مي‌گردد. روزهاي آينده، با بازگشت خانم بوتو به پاكستان و نيز اعلام راي دادگاه عالي درباره‌ي قانوني بودن يا نبودن انتخاب پرويز مشرف، روزهاي داغي در صحنه‌ي سياسي پاكستان خواهد بود.

يادداشتي را كه در پي مي‌خوانيد، روز جمعه‌ي هفته‌ي پيش نوشته‌ام كه همان روز روي سايت BBC Online   قرار گرفت. مي‌توانيد اين يادداشت را در همان‌جا هم بخوانيد و در جريان خبرها و گزارش‌هاي تازه نيز قرار بگيريد؛ اگر نه، روي "دنبالك" كليك كنيد.                                                      (تصویر از همان سایت و برای این نوشته)


دنبالك
+ علیرضا کرمانی / چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 /

ايراني‌هاي غرق در حال‌و‌هواي داربي پايتخت، در حالي‌كه بازگويي شيرين‌كاري‌ها و شانس‌هاي از دست‌رفته‌يمردان آبي و قرمز را تازه از روز دوشنبه آغاز مي‌كنند و براي پايان فصل فوتبال خط‌ و‌نشان مي‌كشند، امپراتور گاز جهان از هواپيما پياده مي‌شود تا وارث نفت مستضعفان را در آغوش بگيرد؛ مردي كه او هم همه‌ي هوش و حواس‌اش درگير كركري‌خواني است، با آمريكا...

پس از فروپاشي شوروي، مسؤولان ايراني در اقدامي ناشيانه، خود خواستار بيست درصد سهم از بزرگ‌ترين درياچه‌ي جهان شدند. به‌گفته‌ي رجب صفراف، رييس مركز مطالعات ايران معاصر در روسيه، "ايراني‌ها مي‌توانستند بر همان قرارداد پنجاه درصدي پيشين پافشاري كنند و پنجاه درصد ديگر را از آن چهار كشور تازه استقلال يافته بدانند".  

اگر ولاديمير ولاديميرويچ، اين سناريو را در تهران تكرار نكند، من يك نفر كه در هوش و ذكاوت او شك خواهم كرد؛ همان سناريويي كه يكي، دو هفته پيش برای میزبان تاجیک بازي كرد... او در تهران هم مي‌تواند به احمدي نژاد بگويد: ما كه در مسايل بسيار مهم‌تر با هم توافق كامل داريم؛ مثل کار سنگین فروش موشك و رادار و چیزهایی از این دست و نیز تكميل نيرگاه اتمي، هنگام گل نی، از طرف ما و کار ساده‌ي پول دادن از طرف شما، همين‌طور زدن مشت محكم مشترک بر دهان بعضي‌ها. حالا ديگر وقت‌مان را چرا صرف اين مسايل كم‌اهميت بكنيم؟ پاشو برويم سالن كنفرانس مطبوعاتي كه دنيا منتظر حرف‌هاي مهم من و توست!...


دنبالك
+ علیرضا کرمانی / یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 /

پيش از ظهر امروز، خبري بر روي خروجي ايرنا قرار گرفت كه مرا برد به فاجعه‌ي نوروز امسال عراق. چند روز مانده تا بهار، گروهي در بغداد، پسر بچه‌هايي را به رگبار بسته بودند كه سرگرم بازي فوتبال در پاركينگ رو‌به‌روي خانه‌هاشان بودند. نامردان مسلح، پس از قتل‌عام بچه‌ها سوار اتوموبيل‌هاي سياه‌رنگ‌شان شده و رفته بودند. اما پس از رفتن آن‌ها، پدرها و مادرها از خانه بيرون پريده و با ديدن صحنه، باشتاب به خانه‌ها برگشته بودند و اين‌بار پدرها مسلسل در دست، به خيابان آمده و همسايه‌هاي شيعه يا سني خود را به رگبار بسته بودند. همه‌ي نوروز امسال من با بغض اين رويداد گذشت و آن بغض، شعري شد هديه به همه‌ي كودكان عراق.

خبر امروز هم اين بود: " عمليات ‌انتحاري در يك زمين‌بازي درشمال عراق موجب كشته‌شدن يك كودك و پدرش‌شد... به گزارش خبرگزاري فرانسه از "كركوك"، به گفته‌ي يكي از مقامات پليس اين شهر، عامل اين عمليات انتحاري با منفجر كردن يك گاري حامل شيريني در يك زمين بازي كه كودكان در آن‌جا مشغول بازي بودند، موجب كشته شدن يك كودك و پدرش شد كه به‌منظور جلوگيري از اين حادثه وارد زمين بازي شده بود."

حالا دل‌ام مي‌خواهد باز با همان شعر خودم، اشك بريزم براي مردم عراق و براي خودمان كه شايد روزهاي بهتري در كمين‌مان نباشد.

اين شعر، پيش از اين در سايت‌هاي "ايران امروز" و "فرهنگ‌ و هنر" منتشر شده و در نشريه‌ي "بايا، شعر امروز ايران" هم به‌چاپ رسيده است. جز اين‌جا كه شعر را با اندكي ويرايش آورده‌ام و بهتر شده است، در سايت  فرهنگ‌ و هنر هم مي‌توان ويراست پيشين را با صداي خودم   شنيد.


دنبالك
+ علیرضا کرمانی / جمعه بیستم مهر 1386 /

سال گذشته در چنين روزهايي (۷ اکتبر)، او را برای همیشه خاموش كردند؛ به ضرب چهار گلوله در سينه و سر

با ياد آنا پولیتکفسکایا (Anna Politkovskaya)، خبرنگار برجسته‌ي روزنامه‌ي روسي نووايا گازتا، راوي رنج‌هاي مردم چچن

 

 

با این یادکرد و بزرگداشت، بپردازم به آن چه در چند روز گذشته خودم درگیر آن بودم: "ولاديمير ولاديميرويچ؛ شما تا دو هفته‌ي ديگر در تهران خواهيد بود. آيا در ديدار با مقام‌هاي ايراني، توصيه‌هايي خواهيد داشت كه به حل مسالمت‌آميز پرونده‌ي هسته‌اي ايران كمك كند؟ اگر آري... اين بخشي از پرسشي بود كه همان روز ورود آقاي ولاديمير پوتين به تاجيكستان؛  جمعه 5 اكتبر (13 مهر ماه)، به‌صورت كتبي تحويل مسوولان وزارت خارجه‌ي تاجيكستان دادم تا در نوبت طرح پرسش در كنفرانس مطبوعاتي قرار بگيرد. اين پرسش  از طريق آن‌ها، براي مشاور مطبوعاتي هيات روسي فرستاده شد و آقاي آندره‌ي وارلاموف، سخن‌گوي آقاي پوتين هم به اطلاع ايشان رسانيده بود. بازي روسي من و آقاي پوتين، از همان ظهر روز جمعه شروع شد...  


دنبالك
+ علیرضا کرمانی / دوشنبه شانزدهم مهر 1386 /

 

اين مطلب را براي BBC Online  نوشته‌ام و از روز گذشته، روي آن سايت در دست‌رس است. اگر بتوانيد  در همان‌جا بخوانيد، دیگر مطالب هم‌پيوند  و نيز گزارش‌هاي تصويري از پاکستان را نيز خواهيد يافت. اما چون برخي از خوانندگان فيلتر‌شكن ندارند، گفتم بد نيست تا اين‌جا هم آورده شود. (تصویر از همان سایت و برای این نوشته)


دنبالك
+ علیرضا کرمانی / چهارشنبه یازدهم مهر 1386 /

برخي بر اين باورند كه جهان پس از يازدهم سپتامبر2001 جهاني دگرگون است با آن‌چه پيش از آن بر مناسبات عرصه‌ي بين‌المللي حاكم بود و گروهي نيز چنان تفاوت بزرگي نمي‌بينند كه بر آن نام دگرگوني پايه‌اي بگذارند. اما هر چه باشد، جهان پس از يازده سپتامبر را شايد بتوان جهاني پر از "فرصت‌ها" و "تهديدهاي" تازه دانست  كه نسبت به دوران ايدئولوژيك جنگ سرد يا دهه‌ي پس از فروپاشي اردوگاه بلوك شرق با انگاره‌ي پايان تاريخ، بازي در اين عرصه‌ي پر از فرصت و تهديد، از پيچيدگي‌هاي بسيار بيش‌تري برخوردار است...

اشتباه  راهبردي راهبران سيستم در آن‌جاست كه به‌جاي جست‌وجوي فرصت‌هاي اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي، همواره در پي پركردن خلا‌ء قدرت نظامي در منطقه رفته‌اند و براي رسيدن به اين هدف، آنان نيز تا كنون در افغانستان و عراق و خاورمیانه، هزينه كرده‌اند و تنها هزينه...

يك اقتصاد ورشكسته كه تازه براي وخيم‌تر نشدن حال اين بيمار مي‌بايست سالانه بيش از پنجاه ميليارد دلار ثروت نفتي را نقد كرد تا تنها بتوان براي‌اش داروي مسكن خريد و نيز اجتماعي فقر‌زده و آسيب‌ديده، سكوي پرش مناسبي براي بلند‌پروازي‌هاي نظامي نيست...

دو سه سال پس از رويداد يازدهم سپتامبر، در حاشيه‌ي اجلاس داووس، آقاي كاولين پاول، وزير خارجه‌ي پيشين آمريكا، به آقاي كمال خرازي، وزير خارجه‌ي پيشين ايران گفته بود"گويا شما در كشورتان مشكل حاد اشتغال داريد!" آيا از اين گفته تنها بوي تهديد مي‌آید؟ مي‌توان در آن فرصت هم دید؛ هر چند شاید برباد رفته!


دنبالك
+ علیرضا کرمانی / چهارشنبه چهارم مهر 1386 /