در جامعهي ما، هر كس كار خودش را ميكند و راه خودش را ميرود؛ بدون آنكه نيروها، جايي به همپوشاني برسند...
شايد سرنوشت محتوم ما همين باشد كه هست؛ اما اين يادآوري به خودم شايد بيضرر باشد كه اگر فكر نكنيم، برايمان فكر ميكنند، اگر شعار خودمان را نداشته باشيم، برايمان شعار ميسازند و تا به خود بياييم، صدپاره شدهايم هر يك در گوشهاي و به سويي. آنگاه، بيآنكه بتوانيم در آينده از آزادي سبك زندگي هم لذتي ببريم، هر كدام با پاي خود براي بيگاري به سوي طنجههاي مدرن يا همان بازارهاي بردهفروشي نوين سرازير خواهيم بود...
دنبالك



